در معرفی "صادق چوبک" همین نکته کفایت می‌کند که وی فرزند آقا اسماعیل بازرگان در سال 1295 در بوشهر متولد شد. از پیشگامان داستان نویسی مدرن ایران و تأثیرگذارترین نویسنده‌ی نسل اول بر نسل‌های پس از خود بوده است. آثار چوبک به زبان‌های مختلف ترجمه شده و از وی و صادق هدایت به عنوان مطرح ترین و شناخته شده ترین داستان نویسان ایرانی در عرصه‌ی ادبیات داستانی جهان نام برده می شود. کتاب و مقالات بسیاری از سوی منتقدین بر آثار وی نوشته شده است. چوبک دارای دو رمان « تنگسیر» ،«سنگ صبور» ومجموعه داستان های « خیمه شب بازی »، «چراغ آخر » ، « شب اول قبر » و « انتری که لوطیش مرده بود» است.
نکته‌ی جالب در زندگی چوبک، وفادار بودن او به هویت خود بود، به گونه‌ای که هر چند از شش سالگی از بوشهر جدا شده بود اما در همه‌ی آثار خود از بوشهر نام برده و رمان جاودانه‌ی «تنگسیر» را خلق نمود که شاید اوج این وفاداری باشد و با این کار بوشهر را دارای اسطوره‌ای به نام «شیر محمد » کرد. چوبک با این کار، منتقدین را وادار ساخت هرگاه از وی نام می‌برند از "بوشهر" نیز نام ببرند.چوبک در سال 1377 در شهر برکلی امریکا و در حالی که 82 سال داشت بدرود حیات گفت.
حال جای این سؤال باقی‌ست: ما به عنوان همشهریان چوبک در مقابل آن حس وفاداری چه کرده‌ایم؟ کدام یک از خیابان‌های شهر را به نام او نام‌گذاری کرده‌ایم؟ در سال روز تولد و درگذشت او چه ویژه برنامه‌ای داشته‌ایم؟
امروز خانه‌ای که او در آن متولد شد به ویرانه‌ای تبدیل شده و هیچ نهاد و مؤسسه‌ای به این فکر نیفتاده که این خانه، هویت بوشهر است ، همان‌گونه که خانه‌ی منوچهر آتشی، محمدرضا نعمتی‌زاده و محمد بیابانی هویت بوشهر هستند. این در حالی‌ست که درتمام کشورها به هنرمندان خود جدا از مسائل عقیدتی و سیاسی، بهایی ویژه می‌دهند، چرا که این نکته‌ی پذیرفته شده‌ا‌ی‌ست که هنر مقوله‌ای مستقل و قائم به ذات خود و تافته‌ای جدا بافته از دیگر پدیده‌ها است. می‌خوانیم و می‌شنویم خانه‌ی هنرمندانی که امروز در ردیف مهم‌ترین موزه‌های جهان شناخته شده‌اند . موزه‌های پوشکین ، داستایوسکی ، ویکتور هوگو، همینگوی ، تاگور و.....